تبليغاتX
دل نوشته

دل نوشته

شعر دونی

اهنگ وبلاگ

تو یه دستم جنگل           تو یه دستم دریا

ماه میاد تو خوابم             خرده ریز رویا...

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391 ساعت 20:41 توسط الهام |


بیا تا گل برافشانیم و می در ساقر اندازیم                   فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

ب.ن عید همگی مبارک

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ساعت 11:53 توسط الهام |


دل بریده

چشات چه رنگ خوبیه   رنگ گلای مریمه   دلم میخواد بهت بگم       دوست دارم یه عالمه

تو خاطرم چقد زمین     سردومریض وسنگیه   فقط روزایی که تویی     هوا به این قشنگیه

صدات میاد از راه دور   پر از هوای رفتنه        صدات کنم تا که نری      شبم مثه جهنمه

دلت میاد من نباشم؟   عطر گل اقاقیا؟          یه روز چقد مهربونی        یه روز میگی اصن نیا

اسم تو مثل زندگی     رد میشه از ذهن ترم     وقتی تو نیستی عزیزم    اسم کیو من ببرم؟

شاعرم و تنها وگم      تو التهاب بی کسی       پس کی میای نگات کنم    پس کی به دادم میرسی؟

شبام چقد معطره       از عطر گرم اون تنت        نگات اسیرم می کنه       میبرتم تا حرمت

خدات باشه محافظت   باشه همه چیت عزیز      از حرف تندو تلخ من       یه وقت برام نشی مریض

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390 ساعت 1:39 توسط الهام |


دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را                دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390 ساعت 14:28 توسط الهام |


دلیل بودن

دلیل بودنم اینه          که بودن باتو شیرینه

چشام درگیر چشماته    چشات ما رو نمی بینه

ببین حال دلم خوش نیس   یه چیزی بی تو کم دارم

نه میتونم بگم باشی        نه از تو چشم بردارم

همیشه تا تو یک لحظس     که قدرشو نمیدونم

نمیتونم بگم  حتی         دچار وهم و هذیونم

که با تو زیر یک سقفم نمی فهمم چه جوری بت بفهمونم که دوست دارم  ای  رویای بی رحمم

میخوای باور کنی یا نه میخوام باور کنم هستی

یه جورایی تو رویای همین که دل به من بستی

میخوام این مهر دیوونه بمونه روی پیشونیم

بزار باور کنه دنیا منو تو تو یه زندونیم

دیگه خسته تر از اونم بگم تنها مو می تونم

نه عشقم من کم اوردم سراز پا مو نمیدونم

میخوام که فک کنی بچم بهانه گیرمو لجباز

تو این پایان بی رویا خیالت باشه یک اغاز

همیشه تا تو یک لحظس که قدرشو نمیدونم

نمیتونم بگم  حتی  دچار فهم و هذیونم

که با تو زیر یک سقفم نمی فهمم چه جوری بت بفهمونم که دوست دارم  ای  رویای بی رحمم

رضا صادقی

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390 ساعت 14:15 توسط الهام |


دل دریایی

دل من ای دل دریایی من

دل من ای همه دارایی من

تا سحر در پی هر کس به تمنا ننشین

صحبتی با دل هر رهگذری نیک مبین

خواستن تا به کی از توست دلم بیتابی؟

چه مداوا کند از تو دلم این بیخوابی؟

روی ماهش که دگر در طلب روی تو نیست

به چه خاطر تو به این حدشده ای مهتابی؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ساعت 20:50 توسط الهام |


برای امام زمانم

نمی دونم از کدوم ستاره میبینی منو

چشماتو می بندیو دوباره می بینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام

تو کوله بار چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه خوندن تو همون حس غریبی

توهمون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای ناامید

واسه دیدن ستاره تو شبای ناگزیر

عمریه دلم گرفته گله دارم از جدایی

غایب همیشه حاضر تو کجایی تو  کجایی ؟

تو کجایی تو کجایی؟ 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ساعت 18:6 توسط الهام |


الا یا ایها ساقی ادر کاسا وناولها       که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390 ساعت 15:35 توسط الهام |


کجا؟

کجا یادم رفت که نازت را بکشم که دستهایم را التماس کنم کجا؟

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390 ساعت 17:45 توسط الهام |


سلام

این شعرو تقدیم میکنم به کسی که خودش میدونه کیه وشاید روزی از اینجا گذر کنه

سلام ستاره ی شبای تارم 

من تو رو دوس میدارم

سلام امید ونغمه بهارم

من تو رو دوس میدارم

سلام روزای خوب باتو بودن

سلام میدم با همه وجودم

سلام به تو که خنده تو صداشه

سلام به تو که شادی سر تا پاشه

سلام به تو که میشی هی برنده

تو زندگی مثال یه پرنده

سلام من به اون که عشق یارشه

ارزوهام امید دیدارشه

سلام من به برگ یه شقایق

برای دیدنت شده یه عاشق

دوست دارم عزیز مهربونم

با تو باشم قدر تو رو میدونم

تو زندگی در غمو می بندم

با شادیام به روی غم می خندم

سلام من به همه درختا

تو این مسیر زندگی یه وقتا

تا نرم و سر رو شونش نذارم

فقط خدا میدونه بی قرارم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ساعت 21:17 توسط الهام |